تبلیغات
دبستان غیرانتفاعی شرافت

دبستان غیرانتفاعی شرافت
" تجربه دیروز " تلاش امروز " امید به فردا " 
قالب وبلاگ

بچه های خوب بیایید با هم بخندیم

   یک روز یه دختر کوچکی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزی می کرد نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد. از مادرش پرسید : مامان چرا بعضی از تارهای موهای شما سفیده؟
مادرش جواب میده : وقتی تو یه کار بدی انجام میدی یکی از تارای موی من سفید میشه!
دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهای مامان بزرگ سفیده!!

معلم:جمع درخت چی میشه
دانش اموز:جنگل؟؟؟؟

معلمه انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه،معلمه ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد

طوطی سیاه

از آقا کلاغه می پرسند: اسمت چیست؟

کلاغه گفت: طوطی.

پرسیدند: پس چرا رنگت سیاه است؟

گفت: آخه توی زغال فروشی کار می کنم.

 

جواب غلط

پدر: پسرم امتحان ریاضی ات چطور بود؟

پسر: یکی از جواب ها را غلط نوشتم.

پدر: عیبی ندارد. پس بقیه سوال ها را درست حل کردی؟

پسر: نه، چون اصلا وقت نکردم به بقیه ی سوال ها نگاه کنم.

 

گوشت گاو

محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوی شدم.

مسعود: پس چرا من این قدر ماهی می خورم، شنا یاد نگرفته ام.

 

دوربین

دکتر: متاسفانه چشم شما دوربین شده است.

بیمار: آخ جون. پس یک حلقه فیلم بدهید، داخلش بیندازم وچندتا عکس بگیرم.

 

خیار

به مظفر گفتند یک جوک بگو. گفت: خیار.

گفتند: چه بی مزه. گفت: خیلی خوب بابا، خیار شور.

 

تولد

از مظفر پرسیدند: تولدت کی می شه؟

گفت: این سه شنبه نه، پنج شنبه ی دیگه.

 

بخیر گذشت

مظفر از طبقه صدم ساختمانی پرت شد. وقتی به طبقه پنجاهم رسید، گفت خدا را شکر، تا این جا که بخیر گذشت.

 از یه نفر می پرسن: چرا قرصهات رو به موقع نمی خوری؟

میگه: می‌خوام میكروبها رو غافلگیر كنم!

 

دكتر از دیوانه پرسید: تو رو برای چی به تیمارستان آوردند؟

دیوانه گفت: بدون هیچ دلیلی، فقط به خاطر اینكه من معتقدم جوراب نخی خیلی بهتر از جوراب نایلون هست.

دكتر گفت: این كه دلیل نشد، منم معتقدم جوراب نخی بهتر از جوراب نایلون هست.

دیوانه گفت: چه جالب! راستی شما جوراب نخی رو با سس سفید می‏خورید یا با سس گوجه فرنگی؟!

 

نفر اول میگه:جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکی ما قرار خواهد گرفت!
نفر دوم میگه: چِرت میگه، چون قم 2 تا نقطه بیشتر نداره!

نفرسوم میگه جفتتون اشتباه می کنید چون "گم" اصلا نقطه نداره!

 

یه پیرزن خودشو تو آینه می بینه می گه آینه هم آینه های قدیم!

 

 یارو ریش پروفسوری داشته، میره پیش رفیقاش و میگه: هر سوالی دارین امروز بپرسین، فردا میخوام ریش هامو بزنم!

 یارو در اتوبوس پر جمعیت پیله كرده بود به راننده و در گوش راننده حرف می زد.

راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات.

آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش كن شاید كاری داره.

راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ كن یه كم بخندیم!

 

یارو آهنگ بی كلام گوش می کرده میزنه زیر گریه.

میگن چرا گریه می کنی؟

با بغض میگه آخه خوانندش لاله!

 

 دوستت ندارم به اندازه اقیانوس، چون یه روز تموم می شه.
دوستت ندارم به اندازه خورشید، چون غروب می كنه.
دوستت دارم به اندازه روت كه هبچوقت كم نمی شه!

 تو هدیه الهی از سوی خداوندی برای سینه پر درد من...
عطر وجودت را برای شفا می بویم..شلغم!

  تا حالا فکر کردی اگه توماس ادیسون نبود، مجبور بودیم تو تاریکی تلویزیون نگاه کن 

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دبستان غیر انتفاعی شرافت اولین دبستان غیرانتفاعی پسرانه در شهرستان فریمان است که در مهرماه سال 1390 توسط آقای حسین بهرامی تاسیس و با مدیریت آقای حسین زینلی و کادر آموزشی باتجربه و ساعی افتتاح شد.
آدرس : فریمان-خیابان امام خمینی ره نبش امام خمینی15 تلفن 6228062 0512 همراه 09153236848
سامانه پیامک 300067210002
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما در مورد برنامه ریزی و عملکرد مدیریت و کادر اجرایی آموزشگاه چیست؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


ایران رمان